تبلیغات
An other way To practice English
 
An other way To practice English
A Second Language Is A Second Life
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : احسان میدانشاهی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ساختار

جملات پرسشی:

eating?

playing?

talking?

I,  he, she, it

was

wasn't

you, we, they

were

weren't

 

جملات مثبت و منفی:

walking

playing

fishing

was

wasn't

I,  he, she, it

were

weren't

you, we, they

 

 

کاربرد

از زمان گذشته استمراری بیشتر برای بیان کارهایی استفاده می‌شود که در گذشته اتفاق افتاده و مدتی ادامه داشته‌اند ولی حدود زمانی آنها به طور دقیق مشخص یا مهم نیست.

در اغلب موارد گذشته استمراری همراه با گذشته ساده بکار می‌رود. در چنین حالتی، گذشته استمراری بر کارها و فعالیتهای طولانی‌تر (در پس‌زمینه) دلالت می‌کند، در حالی که گذشته ساده بر کارها و فعالیتهایی دلالت می‌کند که در میانه کارهای طولانی‌تر واقع شده‌اند.

 

 

بطور کلی «گذشته استمراری» در موارد زیر بکار می‌رود:

1- برای بیان کاری که قبل از زمان خاصی در گذشته آغاز شده و احتمالاً پس از آن نیز ادامه داشته است:

·         'What were you doing at 6.00?'  'I was having breakfast.'
(.ساعت 6 چکار می‌کردید؟ داشتم صبحانه می‌خوردم)

 

2- برای بیان کار یا فعالیتی در گذشته که به وسیله چیزی قطع شده باشد:

·         The phone rang when I was watching TV.
(.وقتی داشتم تلویزیون تماشا می‌کردم، تلفن زنگ زد)

·         While I was driving home, my car broke down.
(.هنگامیکه داشتم به خانه بر می‌گشتم، ماشینم خراب شد)

 

3- برای بیان کار یا فعالیتی به پایان نرسیده در زمان گذشته (در مقایسه با گذشته ساده که کارهای کامل شده را بیان می‌کند):

·         I was reading a book during the flight. (I didn't finish it)

·         but: I read a book during the flight. (I finished it)





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

-بعد از برخی افعال، یک صفت می‌تواند به دنبال مفعول بیاید:

 

صفت

مفعول

فعل

فاعل

secret.

her past

kept

She

mad.

me

is driving

The noise

lucky.

myself

consider

I

angry.

him

made

Her behaviour

 

ترتیب صفات

می‌دانیم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم می‌آیند، اما اگر بیش از یک صفت اسمی را توصیف کنند، در اینصورت صفتها معمولاً به ترتیب خاصی قرار می‌گیرند. هر چند ترتیب قرار گیری صفت‌ها پیش از یک اسم همیشه ثابت نیست، اما جدول زیر به شما کمک می‌کند تا نحوه‌ی جاگیری کلی آنها را یاد بگیرید:

 

 

6

جنس

5

ملیت

4

رنگ

3

سن

2

اندازه

1

بیان عقیده یا احساس

 

flower

 

 

yellow

 

 

beautiful

a

nurse

 

Indian

 

young

 

handsome

that

tables

wooden

 

 

 

big

 

those

cat

 

Persian

white

old

 

 

an





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

صفات کلماتی هستند که کیفیت و چگونگی افراد، اشیاء، مکانها و ... را بیان می‌کنند. صفت تنها یک حالت دارد؛ یعنی اینکه با اسم مفرد یا جمع، مذکر یا مؤنث بطور یکسان بکار می‌رود:

a young man/woman

young men/women

اما تنها موارد استثناء، صفات this و that می‌باشند که پیش از اسامی جمع به these و those تبدیل می‌شوند:

this book - those books,  that boy - those boys

 

مکان صفات

صفت‌ها می‌توانند در موقعیت‌ها و جاهای مختلفی در یک جمله ظاهر شوند که در زیر به مهمترین این موقعیت‌ها اشاره می‌شود:

1- قبل از یک اسم:

a good man, an old car, the green carpet

گاهی بیش از یک صفت، اسمی را توصیف می‌کنند:

a good young man,  the beautiful green carpet

 

2- پس از فعل be:

·         You are beautiful.

·         She is fat.

·         The bus is late.

بجز فعل be، افعال دیگری نیز مانند seem، look، become و stay می‌توانند قبل از صفت قرار بگیرند:

·         It looks interesting. (جالب به نظر می‌رسد.)

·         It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابی می‌شود.)

3- پس از the، که در این صورت کلمه اصلی یک عبارت اسمی محسوب می‌شود:

the young جوانان

the old پیران

the dead مردگان

the English انگلیسی‌ها

(برای کسب اطلاعات بیشتر به موارد کاربرد حرف تعریف معین (the) مراجعه کنید.)





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

ساختار

 

coming

doing

going

taking

'm

am

I

're

are

you

we

they

's

is

he

she

it

کاربرد

1- برای بیان عملی که هم‌اکنون جریان دارد:

·         She is watching the TV.

·         He is working at the moment.

2- برای بیان عملی یا موقعیتی که در حال حاضر در حال وقوع می‌باشد، اما الزاماً در همین زمان صحبت کردن در حال رخ دادن نیست:

·         I'm reading an exciting book.

·         He is learning Arabic.

(توجه داشته باشید که مثلاً در جمله‌ اول، شخص گوینده ممکن است در همین لحظه مشغول مطالعه کتاب باشد و یا اینکه ممکن است منظورش این باشد که مدتی است مشغول مطالعه کتاب است ولی هنوز تمام نشده است.)

3- برای بیان قراری تعیین شده در آینده:

·         I am meeting him at the park.

4- برای بیان كار یا شرایطی موقتی:

·         I'm living in a small flat now, but I'm trying to find a better one.
(در حال حاضر در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم، اما دارم سعی می‌کنم یک بهترش را پیدا کنم)

 

نكاتی در مورد هجی (افعال ing دار)

1- افعالی که به یک e ختم می‌شوند، آن e حذف می‌شود:

come, coming     take, taking     write, writing

ولی در مورد افعالی که به ee ختم می‌شوند، این قاعده صدق نمی‌کند:

agree, agreeing     see, seeing

2- در افعال یک بخشی (یک هجایی) که دارای یک حرف صدادار و یک حرف بی‌صدا می‌باشند، حرف بی‌صدای آخر تکرار می‌شود:

running, stopping, getting

ولی چنانچه حرف بی‌صدای آخر y یا w باشد، تکرار نمی‌شود:

showing, enjoying



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

در موارد زیر حرف تعریف the مورد استفاده قرار نمی‌گیرد:

1- به همراه اسم افراد:

Ann, James, Brian Jackson

ولی آنجا که اسامی افراد بصورت جمع می‌آید از the استفاده می‌کنیم:

the Johnson's  خانواده جانسون, the Smiths خانواده اسمیت

2- قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردی که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال:

 

Asia, Africa, Europe, North America

قاره‌ها

Brazil, Japan, Pakistan

کشورها

Sicily, Bermuda, Kish

جزیره‌ها
 (و نه مجمع‌الجزایرها)

London, Tehran, Cairo

شهرها

Everest, Alborz, Kilimanjaro

کوهها
(و نه رشته‌کوهها)

 

تنها در مورد اسم کشورهایی که مفرد باشند the حذف می‌شود. پیش از اسم کشورهایی که حالت جمع دارند از the استفاده می‌کنیم:

the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates

همچنین اگر بخواهیم در اسامی کشورها از کلماتی از قبیل Republic، Kingdom و غیره استفاده کنیم باز هم باید the را بکار ببریم:

the Czech Republic, the United Kingdom

 

3- به همراه اسم زبانها:

Farsi, English, French, Arabic

4- به همراه اسم وعده‌های غذایی مانند صبحانه و ...:

breakfast, dinner, lunch

5- در مورد جاهایی مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و ... اگر منظور ما کلی باشد، در اینصورت از the استفاده نمی‌شود:

I go to school by bus.
من با اتوبوس به مدرسه می‌روم. («مدرسه» به طور کلی و نه یک مدرسه خاص



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

حرف تعریف معین شامل the می‌باشد که همواره پیش از اسامی مفرد و جمع، یا پیش از اسامی قابل شمارش و غیرقابل شمارش به یک صورت بکار می‌رود. در جدول زیر به تفاوت بین the و a دقت کنید:

 

غیر قابل شمارش

قابل شمارش جمع

قابل شمارش مفرد

 

the water

the cats

the cat

معین

water

cats

a cat

نامعین

 

موارد کاربرد حرف تعریف معین (the)

1- وقتی که قبلاً به چیزی اشاره کرده باشیم:

·         We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue!
(پرنده عجیبی در باغ وحش دیدیم. آن پرنده آبی بود!)

2- وقتی كه هم گوینده و هم شنونده می‌دانند که درباره چه صحبت می‌شود، حتی اگر قبلاً به آن اشاره‌ای نشده باشد:

·         'Where's the dog? 'It's in the garden.'
(سگ (یا سگه) کجاست؟ در باغچه است.)

3- وقتی که به چیزهایی اشاره می‌کنیم که می‌دانیم تنها یکی از آن وجود دارد:

the sun, the earth, the moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole

4- قبل از اسمی که به واسطه کلماتی که بعد از آن می‌آیند شناخته می‌شود:


·         The hotel where I stayed was excellent.
(هتلی که در آن اقامت داشتم عالی بود.)

·         The man sitting over there is my husband.
(مردی که آنجا نشسته است شوهر من است.)

·         The car that I bought last week has broken down.
 
(ماشینی که هفته قبل خریدم خراب شده است.)

5- قبل از صفات عالی، اعداد ترتیبی، only و same:

the highest mountain,  the first time,  the last chapter,  the same colour, 
the only
child

6- همراه با صفات برای اشاره به یک گروه یا طبقه از مردم:

the young (جوانان)     the old (پیران  the poor (فقرا)    the unemployed (بیکاران)
the English
(انگلیسیها)    the Japanese (ژاپنیها)

 

تنها برخی از اسامی ملتها دارای یک صفت مانند English و Spanish هستند. برای بقیه ملتها از یک اسم که به -s ختم می‌شود، استفاده می‌کنیم، مانند the Indians و the Iranians.

 

7- به همراه برخی از اسامی جغرافیایی مانند رشته کوهها، مجمع‌الجزایرها، دریاها، اوقیانوسها، رودخانه‌ها و ...:

 

the Andes

رشته کوههای آند

 

the Indian Ocean

اوقیانوس هند

 

the Persian Gulf

خلیج فارس

 

the Canary Islands

جزایر قناری

 

the Red Sea

دریای سرخ

 

the Suez Canal

کانال سوئز

 

the (River) Thames

رودخانه تامز

 

the Sahara (Desert)

صحرای آفریقا

 






نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

افعال کمکی یا معین  (auxiliary verbs) معمولاً قبل از یک فعل دیگر (فعل اصلی) در جمله قرار می‌گیرند و کارشان کمک به فعل اصلی جمله در تشکیل عبارات فعلی می‌باشد.

افعال کمکی را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:
 

افعال کمکی اصلی

be, have, do

افعال کمکی وجهی

must
ought to
used to

shall
should

may
might

can
could

will
would

ویژگیهای افعال کمکی

الف) افعال کمکی اصلی

حالت سوم شخص مفرد (-s form)، گذشته ساده و اسم مفعول (قسمت سوم فعل) آنها نامنظم (بی قاعده) است:
 

past participle

past tense

-s form

 

be:

have:

do:

been

had

done

was / were

had

did

is

has

does

ب) افعال کمکی وجهی

1- در حالت سوم شخص مفرد (بر خلاف افعال معمولی) -s نمی‌گیرند:

·         She can play the piano quite well. (not: She cans ...)

·         He must work harder. (not: He musts ...)


2-
در جملات پرسشی و منفی، از فعل کمکی دیگری استفاده نمی‌کنند:

·         What would you buy if you won the lottery?
(not: What did you would buy ...)

3- هیچگاه to بعد از آنها قرار نمی‌گیرد (به استثنای ought to و used to):

·         You should phone the police immediately. (not: you should to phone ...)

4- هیچگاه -ed یا -ing نمی‌گیرند:

 musting, musted

5- هیچگاه با همدیگر به کار برده نمی‌شوند:

·         I might could wash the car.

قابلیت های مختلف افعال کمکی

1- برای منفی کردن یک جمله کافی است پس از فعل کمکی، not اضافه کنید و یا از حالت مخفف آن استفاده کنید:

 She will come She will not (won't) come.

2- برای پرسشی کردن یک جمله، فعل کمکی را قبل از فاعل جمله قرار دهید:

 She will come Will she come?

3- گاهی می‌توان فعل اصلی پس از فعل کمکی را حذف کرد به شرط آنکه معنی آن (با توجه به شرایط) واضح باشد:

·         'Will she come tonight?' 'No, she can't.' (='she can't come.')

'I've never been to China. Have you?'



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

از لحاظ فرم و ساختار می‌توان قیدها را به سه دسته طبقه بندی کرد:

1- قیدهایی که با اضافه کردن ly به یک صفت ساخته می‌شوند، مانند:

slow slowly
brave
bravely
quick
quickly

2- قیدهایی که همان ساختار صفات را دارا هستند، یعنی هم می‌توانند به صورت قید به کار روند و هم به صورت صفت. برخی از مهمترین آنها عبارتند از:

just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong

3- قیودی که اصلاً ارتباطی با صفات ندارند. مانند:

so, now, very, there, here, too, as, quite

 

چند نکته املایی

گفتیم که بسیاری از قیدها با اضافه شدن ly به یک صفت ساخته می‌شوند. اما همیشه به این سادگی نیست:

1- y در انتهای کلمه به i تبدیل می‌شود:

gay gaily

2- e در انتهای کلمه همچنان باقی می‌ماند:

strange strangely

ولی چند استثنا وجود دارد:

true truly
due
duly
whole
wholly

3- در صفاتی که به able یا ible ختم می‌شوند، e در انتهای کلمه حذف می‌شود و y جای آن را می‌گیرد:

probable probably
possible possibly

4- صفاتی که به یک حرف با صدا و یک L ختم می‌شوند، طبق روش معمول ly می‌گیرند:

actual actually
generalgenerally



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

سه جا یا مکان اصلی برای قیدها وجود دارد:

1- در ابتدای عبارت (قبل از فاعل) (ابتدایی)
 

قید

فاعل

عبارت فعلی

+ ...

Sometimes

she

arrives

late.

2- در میانه جمله (میانی):

الف) بعد از اولین فعل معین:
 

فاعل

اولین فعل معین

قید

بقیه عبارت فعلی

+ ...

She

has

always

arrived

late.

 

 

ب) پس از فعل be:
 

فاعل

BE

قید

+ ...

She

is

always

late.

ج) اگر فعل معینی وجود ندارد، قبل از فعل مسندی (قابل صرف):
 

فاعل

قید

فعل مسندی

+ ...

She

sometimes

arrives

late.

 

3- در انتهای عبارت (پایانی):
 

فاعل

عبارت فعلی

+...

قید

She

arrives

late

sometimes.

 

در جدول زیر متداولترین مکان قیدها در جملات نشان داده شده است:
 

نوع قید

مکان قید

مثال

حالت

پایانی

He never drives fast.

مکان

پایانی

We can stay there.

زمان

پایانی

I'll see you tomorrow.

مقدار

میانی

This book is rather boring.

تکرار

میانی

I have never seen him before.

 
 

گاهی اوقات ممکن است بیش از یک نوع قید در انتهای جمله ظاهر شود. در این صورت معمولاً ترتیب قرارگیری آنها در جمله بدین صورت خواهد بود:
1-
قید حالت 2- قید مکان 3- قید زمان
مثال:

·         You are driving too fast today. (به ترتیب قیود حالت و زمان)

·         Sit quietly here. (به ترتیب قیود حالت و مکان)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

از قیدها برای اضافه کـردن اطلاعاتی بـه یک عبارت استفاده می‌شود. همچنین قیدها می‌توانند به یک کلمه دیگر از جمله به یک صفت یـا قید دیگر نیز اطلاعاتی اضـافه کننـد کـه در ایـن صورت معرف (modifier) نامیده می‌شوند.

 

انواع قید

قیود اقسام مختلفی دارند که در اینجا به پنج نوع متداول آنها اشاره می‌شود:

1- قید حالت:

well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...

·         The children are playing happily.
(بچه‌ها دارند با خوشحالی بازی می‌کنند)

·         Snails crawl very slowly.
(حلزونها خیلی به آرامی می‌خزند)

2- قید مکان:

up, down, there, here, above, below, near, ...

·         How long have you been waiting here?
(شما چه مدتی اینجا منتظر بوده‌اید؟)

3- قید زمان:

today, yet, still, recently, soon, now, then, ...

·         You can stay with us until then.
(تا آن موقع می‌توانید با ما بمانید)

4- قید مقدار:

very, too, so, quite, much, rather, ...

·         They are not really my parents.
(آنها واقعاً والدین من نیستند)

5- قید تکرار:

twice, sometimes, often, always, never, ...

·         Sometimes I write to him.     
(گاهی به او نامه می‌نویسم)





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

1- هنگامیکه برای اولین بار به کسی یا چیزی اشاره می‌کنیم از a یا an استفاده می‌کنیم. اما وقتی که به همان چیز دوباره اشاره می‌شود، باید از the استفاده کرد:

·         I bought a new shirt yesterday. But my wife thinks the shirt doesn't fit me.
(دیروز یک پیراهن نو خریدم. ولی همسرم فکر می‌کند که آن پیراهن اندازه من نیست.)

·         Once I had a really big dog. But the dog wasn't very useful, so I gave the dog to a friend.
(زمانی یک سگ خیلی بزرگ داشتم. اما آن سگ خیلی مفید نبود، برای همین سگ را به یک دوست دادم.ا)

2- وقتی كه به یك چیز مفرد اشاره می‌شود از a یا an استفاده می‌کنیم. در این حالت همان معنی one یا «یک» را می‌دهد (در مقایسه با three، two و ...):

·         I'd like an apple and two oranges.

·         Yesterday I bought three  pencils and a notebook.

3- در اصطلاحات عددی خاص:

 

a half

یک دوم

 

a third

یک سوم

 

an eighth

یک هشتم

 

a couple

یک جفت

 

a dozen

یک دوجین

 

a hundred

صدتا

 

a thousand

هزارتا

 

a million

یک میلیون

4- هنگام اشاره به یک عنصر خاص از یک گروه یا طبقه:

الف. همراه با اسامی شغلها:

·         She's a doctor.

·         My father is a teacher.

·         Are you an engineer?

ب. همراه با ملیتها و مذاهب:

·         I'm an Iranian.

·         You are a Chinese.

·         She is a Catholic.

5- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کمیت:

  a few (of)

a lot (of)

  a little (of)

a (great) deal (of)

  a bit (of)

a number (of)

6- همراه با اسامی مفرد قابل شمارش و پیش از کلمات what و such:

·         What a beautiful day! (چه روز زیبایی!)

·         What a strange friend you have! (عجب دوست عجیبی داری!)

·         Such a pity! (چه حیف شد!)




نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

حرف تعریف نامعین شامل a و an می‌باشد.

حرف تعریف a قبل از یك حرف بی‌صدا بکار می‌رود:

a car, a man, a bus, a house

حرف تعریف an قبل از یک حرف صدادار (a,e,i,o,u) بکار می‌رود:

an apple, an actor, an animal, an old man

 

1- در کلماتی مانند honest، hour، honour و ... حرف h تلفظ نمی‌شود (غیر ملفوظ)، بنابراین همراه با آنها حرف تعریف an مورد استفاده قرار می‌گیرد:

an hour, an honourable man

2- كلماتی مانند useful، unit، university، union، European و ... با اینکه با حروف صدادار شروع می‌شوند، ولی حرف اولیه آنها مانند «you» تلفظ می‌شود. بنابراین آنها با حرف تعریف a مورد استفاده قرار می‌گیرند:

a university, a useful book

a یا an تنها قبل از اسامی مفرد قابل شمارش می‌آیند:

a book, a happy boy, a famous actor

برای اسامی جمع، بجای a یا an، یا از some استفاده می‌کنیم و یا اصلاً هیچ کلمه‌ای را بکار نمی‌بریم:

·         It's a cat.  It's a dog.  And it's a monkey.
but: These are all animals.

·         a horse,  some horses

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

کلماتی که به -self و -selves ختم می‌شوند ضمایر انعکاسی نامیده می‌شوند و عبارتند از:

 

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشیاء)

توجه داشته باشید که در ضمایر انعکاسی عمل به فاعل جمله برمی‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

·         He cut himself. (خودش را زخمی کرد.)

·         You should be ashamed of yourself. (باید از خودت خجالت بکشی.)

·         Help yourselves. (از خودتان پذیرایی کنید. )

·         We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر می‌دانیم.)

استفاده از ضمایر انعکاسی برای تأکید

از ضمایر انعکاسی می‌توان برای تأکید روی یک اسم، ضمیر یا عبارت اسمی استفاده کرد که در این حالت بعد از آنها در جمله قرار می‌گیرند:

·         I can do it myself. (من خودم می‌توانم این کار را انجام دهم.)

·         We can repair the roof ourselves. (ما می‌توانیم خودمان سقف را تعمیر کنیم.)

·         The film itself wasn't very good but I liked the music.
 (خود فیلم خیلی خوب نبود ولی از موسیقی آن خوشم آمد.)

 

ضمایر دیگر

1- ضمایر اشاره‌ای، شامل: these، that، this و those.

مثال:

·         Is this your T-shirt?

 

2- ضمایر نسبی، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

·         The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضمایر پرسشی، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

·         What time is it?

 

4- ضمایر دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

·         They love each other.

 

5- ضمایر نامعین، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:

مثال:

·         Nobody knew what to do





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی


 

ساختار

جمع

go,

play,

don't work

we

you

they

مفرد

go, play,
don't work

I, you

goes, plays, doesn't work

he, she, it

 

کاربرد

زمان حال ساده یکی از متداول‌ترین زمانها در زبان انگلیسی می‌باشد که برای مقاصد زیر مورد استفاده قرار می‌گیرد:

1- برای بیان عملی که همیشه تکرار می‌شود، مانند یک عادت یا رسم:

·         I go to school by bus.

·         We get up at 7 AM.

·         'Does he smoke?' 'No, he doesn't.'

 

2- برای بیان حقیقتی که همیشه یا معمولاً درست است:

·         The earth orbits the sun.

·         I come from Iran.

·         Some animals migrate in winter. (بعضی از حیوانات در زمستان مهاجرت می‌کنند.)

 

3- برای بیان حقیقتی که برای مدتی (طولانی) دوام داشته باشد:

·         I work in a shop.

·         She lives in a small cottage.

 

زمان حال ساده اغلب با قیدهای تکرار مورد استفاده قرار می‌گیرند. مهمترین قیدهای تکرار (frequency adverbs) عبارتند از:

never     rarely     sometimes     often     usually     always
0%................................. 50% .................................100%

·         I usually play football with my friends.

·         I never go shopping.

·         sometimes she plays piano for us.

 

نکاتی در مورد هجی (verb + s)

1- افعالی که به x, ch, sh, ss و o ختم می‌شوند، به جای es ، s می‌گیرند:

kisses, washes, watches, does, boxes

2- افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن حرف بی‌صدایی بیاید، y به ies تبدیل می‌شود:

try, tries     hurry, hurries     fly, flies

ولی آن دسته از افعالی که به y ختم می‌شوند و قبل از آن یک حرف صدادار وجود دارد، تنها یک s می‌گیرند:

plays, buys, enjoys





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 1 اسفند 1390
احسان میدانشاهی

 

M

macro  

mailbox  

mailing n.  

mailing address  

mailing list  

mark (as read) v

memory (RAM)  
  amount of memory
  insufficient memory
  not enough memory to load image

menu (computer)
  menu bar/strip

message (email)  
  email messages  
  new messages  
  sort messages  
  unread messages  

message (notice)  
  message window

modem  

module  

mouse (mice)  
  mouse click  
  mouse pad  
  right/left mouse button

monitor n.  

motherboard  

move, transfer (to another folder)  

music download n.  
  to download music

N

navigation
navigation bar

network n.  

next - previous  

notebook (computer)

O

OK, done, finish

online adj.  

open v.  
   open in new window  

operating system  

operation, action (computer)  

 out-box (email)  

P

page(s)  
   page up/down (key)

password  
   password protection  
   password protected  
   password required  

paste (cut and paste)  

patch  
   install a patch

permission  
   read permission  
   write permission  

post (v.)  
   post a new message  

power (on/off) button  

power cord  

press (key) (v.)  

previous - next  

previous settings  

printer  
   color printer  
   dot matrix printer  
   ink-jet printer  
   laser printer  

print cartridge(s)  

program (n.)  
program (v.)  

properties  

provider (ISP)  

pull-down menu  

R

radio button  

RAM (memory)  

re:, subject (in email)  

rechargeable battery  

rename (v.)  

reply, answer (n.)
reply, answer (v.)

requirements (system, etc.)  

reset (v.)   (erase), (to default)

resolution (sharpness)  

restart (program)  

return/enter key  

root directory

row
  row spacing
  column

ruler (word processing)

S

save (v.)  

scan (v.)  
scanner  

scrambled, encoded (adj.)  

screen (monitor)  

screen saver  

scroll (v.)  

search (v.)  

search engine  
search form  

security  
security gap  
security hole  
security leak  

select (v.)

sender (email)  

server  

settings  

shift key  

shortcut
  as a shortcut

shut down, close (application)  
shut down (computer)  
  the computer is shutting down
  restart

SMS  r SMS (Short Message Service), text message
  SMS is a wireless phone text service very popular in Germany, Europe and over 100 countries around the world. It allows the display of a message of up to 160 characters on a GSM wireless phone. SMS (text messaging) has become very popular, supporting an entire SMS industry. The verb is simsen (to send a text message).

software  

sort (v.)  

 space key  

spacing
  row spacing

spam, junk mail (n.)  

special character(s)

spell check (a document)  
spell-checker  
spell-checking  

start (program) (v.)  
  he starts the program
  restart

subject (re:)  

subject (topic)  

submit (v.)  
  submit button

system  
system requirements  

T

tab n.  

table  

tag n.  

template  

text
   text box  
   text field  

text message  

thread (in a forum)  

tool  
toolbar  

transfer, download v.  

transfer, move (to a folder)  

trash n.  

Trojan horse (virus)
   Trojan horses, viruses, worms  

troubleshoot  

troubleshooting  

turn on, switch on  
   Turn on your printer.  

U

underline n. (_)
underline v

update n.  
   last update (on)  
update v.  
updated adj.  

upgrade n.  

upload v.  
  download  

user  

   user I.D

user's guide  s

V

view, make visible (a menu, etc.)
  hide (a menu, etc.)

virus
   Trojan horses, viruses, worms  
virus scanner  

W

WAP  s WAP (Wireless Application Protocol)
  WAP is a wireless phone Web service popular in Germany, Europe and over 100 countries around the world. It allows the display of WAP-formatted Web pages on a GSM wireless phone, the type used in most of Europe.

Web (WWW)  

Web page

Web site, website
   on this Web site you'll find...

A Web page (eine Webseite) is one page on a Web site (eine Website) with many pages. Many German-speakers misuse the term Webseite for Web site.

Wi-Fi  s WLAN (pron. VAY-LAHN) - Wireless LAN (local area network)
  Note: In the U.S. and many other countries, "Wi-Fi" is used as a synonym for WLAN, although technically the term is a registered trademark related to the WECA (Wireless Ethernet Compatibility Alliance) organization that developed the Wi-Fi standard and the Wi-Fi logo. See the
Wi-Fi Alliance site for more.

window
   open in new window  

wireless adj  

wireless phone, cell phone  

word processing  

worm (virus)  
   Trojan horses, viruses, worms  

Z





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
جمعه 28 بهمن 1390
احسان میدانشاهی


( کل صفحات : 2 )    1   2